اخترك ب 612

|

Tuesday, November 30, 2004

فراخوان ملي برگزاري رفراندوم

  1. متن زير به طور كامل از سايت فراخوان ملي براي رفراندم نقل شده است..از شما خواننده عزيز كه به رفراندم به عنوان تنها راه اصلاح قانون اساسي اعتقاد داريد خواهش ميكنم با مراجعه به سايت فراخوان ملي برگزاري رفراندم اقدام به امضاي اين بيانيه نماييد.

    تجربه بیست و شش سال گذشته و دهها مصیبت کوچک و بزرگی که بر سر مردم ایران آمده و تحقير ملت و انزواي سياسي ايران را در پي داشته نشان میدهد که تنها یک راه قطعی برای رفع این بحران و رهائی ملت رنجدیده ایران وجود دارد : شکل گیری حکومتی دموکراتیک مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر
    حکومتی که با تکیه بر آرای اکثریت ملت و بر اساس حفظ تماميت ارضي و منافع ملی و ايجاد روابط مسالمت آمیز با جامعه جهانی و تکیه بر ارزش های فرهنگی و اقتصادی ایران بتواند کشور را به ساحل نجات رهنمون شود. برای دستیابی به این مهم ، تدوین قانون اساسی نوین و تعیین نظام دلخواه گام اول و حیاتی است. بخصوص تجربه هشت سال گذشته نشان میدهد که با وجود قانون اساسی و ساختار کنونی ، امکان اصلاح کشور در هیچ جهتی متصور نیست. بنابراین ، از آنجا که قانون اساسی جمهوری اسلامی و عملکرد نهادهای برخاسته از آن :
    با اعلامیه جهانی حقوق بشر و حقوق و آزادی های فردی و اجتماعی مردم در تضادی بنیادین است
    به نابرابری حقوقی میان شهروندان ایران رسمیت بخشیده ، تبعیض دینی و مذهبی ، عقیدتی و جنسيتي را قانونی کرده و با حکومت استبداد ديني از ملت ایران عملا سلب حق حاکمیت کرده است
    سد بزرگی در برابر پیشرفت در تمام زمینه ها ، از جمله توسعه اقتصادی و تحقق عدالت اجتماعی در ایران فراهم کرده است
    و مانع پیوستن ایران به اردوی جهان آزاد و طبعا از بین رفتن منافع کشور در مناسبات دیپلماتیک شده است
    ما امضاء کنندگان این فراخوان خواهان برگزاری یک همه پرسی با نظارت نهادهای بین المللی برای تشکیل مجلس موسسان به منظور تدوین پیش نویس یک قانون اساسی نوین ، مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های الحاقی آن ، با رای آزاد مردم هستیم . از تمام هموطنان شریف ، میهن دوست و ترقی خواه تقاضا داریم با امضای این فراخوان، صدای ملت ایران را محکم و استوار به گوش جهانیان برسانند.

|

Monday, November 29, 2004

خليج فارس


نام خليج فارس، هميشه خلیج فارس بوده و خواهد بود. به کار بردن عنوان «خليج عربی» در کنار نام تاريخي خليج فارس، بی احترامی به تاریخ ایرانیان است و درخور حساسیتی جدی از سوی ایرانیان در سراسر دنیا.
اين عملکرد موسسه National Geographic برای هیچ فرد ایرانی پذيرفتنی نیست. لذا بدینوسیله اعتراض خود را به این عمل که یک تحریف تاریخی محسوب میشود، اعلام ميکنيم.
برای مشاهده نسخه اينترنتی اطلس جهانی که توسط موسسه National Geographic منتشر شده و در آن، در کنار نام «خلیج فارس» از نام «خلیج عربی» استفاده شدهاست، به اين آدرس مراجعه نماييد.
از شما ایرانی عزیز در هر کجای این کره خاکی که هستید، خواهش میکنیم با امضای نامه ای که در ذیل می آید، در این اعتراض ما را همراهی کنید.
*****************************************************************************
مديران محترم موسسه National Geographic
با سلام،

ما امضا كنندگان اين نامه بدين وسيله اعتراض خود را نسبت به اقدام غيرمسئولانه و غير علمي شما اعلام مي داريم.
اين اقدام مبني بر انتشار نقشه اي است كه به اذعان همه سازمانهاي بين المللي، مجعول و غير واقع و متضمن ناديده گرفتن حقايق مسلم حقوقي است.
بر تمامي پژوهشگران ثابت شده است كه نام خليج فارس نامي اصيل و تاريخي است و به كار بردن عناوين مجعولي چون "خليج عربي " و "جزاير اشغال شده توسط ايران" القاي نوعي شائبه ي سياسي است.
انتظار ما از موسسه ي علمي و بين المللي National Geographic اين نبود كه بدون توجه به بديهيات ثابت شده ي علمي و تاریخی اقدامي كند كه تحت تأثير القائات سياسي به حيثيت علمي مؤسسه با سابقه خود خدشه وارد كرده و اعتماد عمومي نسبت به صحت اطلاعات منتشره از اين مؤسسه را سلب كند و علاوه بر اين، احساسات ميليونها فارسي زبان را نيز جريحه دار كند.
ما ضمن ابراز تأسف از اين بدعت گذاري خواستار تجديد نظر فوري و اصلاح موارد منتشره توسط آن مؤسسه هستيم.
براي امضاي نامه اعتراض به اين ادرس مراجعه كنيد
**********************************************************************

|

Thursday, November 18, 2004

گاو خوني

ميخواهم در مورد فيلم گاو خوني بنويسمفيلم اقتباسي هست از داستان گاو خوني نوشته جعفر مدرس صادقي البته اگر اشتباه نكنم به كارگرداني بهروز افخمي و باز بهرام رادان و عزت الله انتظامي و بهاره رهنماوبقيه كه اسمشون يادم نمياد.اول يكم مقدمه چيني بكنم در ابتدا پيدايش ادبيات بيشتر به صورت اساطيري و حماسي بود و ما شاهد شخصيتهايي بوديم كه قدرت فوق العادهاي داشتند و قادر بودند حتي سرنوشت قوم و قبيلهاشان رو به چشم به هم زدني به نفع خودشون تغيير بدند مثل رستم و اشيل اما كم كم با پيشرفت ادبيات به خصوص در حوزه ادبيات داستاني نقش اين أدمها كم رنگ تر شد نه اينكه از بين بره بلكه ديگه اون قدرت افسانهاي رو نداشتند و قادر نبودند كارهايي از اون دست وو در اون سطح انجام بدند اما با اين حال هنوز يك جورهايي قهرمان بودند و اگر قهرمان قوم و قبيله و كشورشون نبودند حداقل براي خانواده يا محيط كوچك اطرافشون أدمهاي بزرگي بودند مثل شخصيت ژان والژان در بينوايان البته مثلا.بعد يواش يواش شخصيت داستانها رنگ و بوي ديگهاي پيدا كردند شدند ادمهايي كه اصلا نه قهرمان بودند نه خوششون ميومد كه قهرمان باشند و ادمهايي بودند گم و ناپيدا در جامعه شخصيت هاي كه ميشه به نوعي گفت سر خورده از اجتماع و محيط و در بعضي موارد كلا مخالف نفس و فلسفه زندگي مثل شخصيت اصلي مسخ و يا بيگانه كامو و ادمهايي از اين دست خلاصه شخصيت اصلي گاو خوني هم همين طوريه يك ادم تقريبا تنها و روان پريش كه خودش هم نميدونه بايد چي كار كنه و اصلا كجا هست و چي ميخواهد و كجا ميخواهد بره .اجازه بديد از اينجا به بعد برداشتهاي خودم رو در مورد فيلم بگم .چند بار در طول فيلم از شخصيتها شنيذم كه ميگفتند :اين رود خونه گرد أب زياد داره و خيلها رو تا حالا توي خودش غرق كرده و يا در جاي ديگه عزت الله انتظامي ميگفت:ما بايد گاو خوني رو ببينيم چون هر چي از بدن ما شسته شده ريخته شده توي اون باتلاق و اينكه اونجا عميق ترين درياچه دنيا هست چون تمام أبهاي رودخونه از اول دنيا ريخته اون تو.يك برداشت نمادين ميشه كرد يعني اينكه رودخونه زاينده رود نماد زندگي هستو مثل زندگي كه گرداب هاي فراواني داره و حرفهاي از اين دست .در جاي ديگه يك مسوول مدرسه يه شخصيت اصلي ميگفت كه معلم سابق مدرسه كه اتفاقا قهرمان شنا هم بوده توي رود خونه غرق شده و جسدش توي باتلاق گاو خوني پيدا كردند .خوب اينجا هم به نظر من ميخواست بگه كه زنگي به هيچ كس رحم نميكنه و حتي قهرمانهاي خودش رو هم توي خودش غرق ميكنه و متاسفانه همه كه قهرمان نيستند كه اگر توي رودخونه غرق شدند روزنامه ها خبر بدند خيلي ها توي رودخونه غرق شدند و كسي خبر دار نشد.در جاي ديگهاي كه خيلي تابلو بود شخصيت اصلي ميگفت كه هر كسي توي زندگيش ارزويي داره ارزوي من أرزوي من أرزوي مكن مرگ پدرم بود كه خوب منو شديدا ياد اوديپ فروي ميانداخت به خصوص كه در جاي ديگه اي ميگفت من به همراه پدرم به كنار رودخونه ميرفتم كه مواظب لباسهاش باشم اما بيشتر دوست داشتم پدرم رو در أب نگاه كنم.در ضمن عزت الله انتظامي كه نقش پدر شخصيت اصلي رو داشت يك شعري ميخوند كه البته دقيقا يادم نيست اما شايد چيزي شبيه همين:
دلم ميخواهد ترياك تركش كنم
صبحا برم رودخونه ورزش كنم
عصرها برم چهار باغ و گردش كنم
از راه نارنجستون بيام برم لهستون
نميدونم اما وقتي اينو ميخوند منو ياد اون شعر توي بوف كور ميانداخت
بيا بريم مي خوريم
شراب ملك ري خوريم
حالا نخوريم كي خوريم
مثل شخصيت بوف كور كه از شنيدن اين اوازي گاهي خوشحال ميشد مثل اينكه خواننده اين اواز هم در اين فيلم با خواندن اين اواز حس خوبي بهش دست ميداد ببخشيد ديگه بيشتر از اين اصلا حوصله ندارم كه راجع به اين فيلم بنويسم بنابراين همين جا تمومش كنم بهتر اميدوارم كه بعدا بتونم بيشتر بنويسم كه خوب البته اگر ننويسم هم زياد
مهم نيست به جايي هم بر نمي خوره.
اين هم يك جمله كه البته هيچ ربطي به متن بالا نداره البته اصلا مهم نيست كه ربط داشته باشه يا نه

انكه حقيقت را نميداند يك ابله است اما انكه ميداند و پنهان ميكند بي گمان يك جنايتكار.برتولت برشت

|

Monday, November 15, 2004

سلام
حقيقتش ديگه خسته شدم..هر روز خبراهاي بدي در مورد مسوولين پرشين بلاگ مشنيدم و ميخوندم .ميگفتند كه اطلاعات خصوصي كاربران رو به برخي از ارگانهاي اطلاعات فروختند و يا خبرهاي الز اين دست ويا خبرهاي دستگيري چند تا از وبلاگ نويسها كه از طريق پرشين بلاگ رديابي شده بودن .
براي همين و صد البته براي اعتراض به اين عمل غير اخلاقي من هم اسباب كشي كردم و به اينجا اومدم و در ضمن تمام نو.شته هام در پرشين بلاگ رو حذف كردم .خوب ميدونم توي دلتون ميگيد من زياد خودم رو تحويل گرفتم أخه مكسي نمياد به خاطر اين خزعبلات منو بگره اما كار از محكم كاري عيب نميكنه بنابرا ين از اين به بعد يك گوشه از اين بلاگر ميشه اخترك من